بديع الزمان فروزانفر
449
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
نظر به آن كه سكر ، حالت زوال عقل است بسبب خوردن شراب و نزد محققين ، حالت باز ماندن عقل است از تصرف در قوى و اين حالت همچنان كه از مواد سكر آور مانند شراب و بنگ حاصل مىشود ، بسبب حالات نفسانى از قبيل كبر و حرص و طول امل و غلبهى شهوت نيز روى مىدهد بنا بر اين ، مستى ، بحالتى كه از نوشيدن مسكرات پديد مىآيد اختصاص ندارد و هر چه عقل را از تصرف باز دارد و راه تشخيص را فرو بندد مسكر و در حكم خمر است و آن حالت كه از آن ناشى گردد سكر و مستى است ، گفتهى مولانا بدين اصل ناظر است . جع : كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : سكر ، بيان السعادة ، چاپ ايران ، ص 201 . [ قصه هدهد و سليمان در بيان آن كه چون قضا آيد چشمهاى روشن بسته شود ] چون سليمان را سراپرده زدند * جمله مرغانش به خدمت آمدند هم زبان و محرم خود يافتند * پيش او يك يك به جان بشتافتند جمله مرغان ترك كرده جيك جيك * با سليمان گشته افصح من اخيك سراپرده : خيمهى بزرگ پادشاهى . چيك چيك : آواز گنجشك و مرغان خرد . ظاهرا ناظر است بروايت ذيل : « وهب بن منبه گويد ميدانى ساخته بود ( سليمان ) چهار فرسنگ در چهار فرسنگ و تختى فرسنگى در فرسنگى و شادُروانى فرمود بالاى آن تخت از زر و سيم بافته ، گرد بر گرد بمرواريد بافته آن گاه مرغان بيامدندى از هر جنسى هفتاد ، پر در پر بافتندى چنان كه تخت وى همه سايه داشتندى . » قصص الانبياء ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 283 . نيز تفسير سور آبادى ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، ص 119 . سخن گفتن مرغان با سليمان مبتنى است بر آيهى شريفه : وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . ( النمل ، آيهى 16 )